اشاره: سیده معصومه سید نژاد ششم شهریور ماه ۱۳۵۸ در شهر چالوس استان مازندران به دنیا آمد. در کودکی کتاب های زیادی می خوانده و نوار قصه زیاد گوش می کرده است. خودش می گوید: بزرگتر که شدم به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می رفتم وهمه ی این موارد جرقه ایی در من ایجاد کرد تا به نوشتن داستان و شعر برای کودکان علاقمند شوم.

وی در دوران دانشگاه با توجه به رشته ی تحصیلی اش (کتابداری و اطلاع رسانی) به تحقیق در حوزه ی کودک با توجه به پیش زمینه های قبلی پرداخت. همه ی این موارد به گفته خودش باعث شد تا دست به قلم شود.

 کتاب « خروس پر حنایی  عجب صدایی داری» سیده معصومه سید نژاد همراه با دو اثر دیگرش در زمره کتاب های برگزیده سال 1401 قشم قرار گرفت که این انتخاب بهانه ای برای گفت و گوی همزیستی با این نویسنده حوزه کودک شد.

■ کتاب « خروس پر حنایی  عجب صدایی داری » را از نظر محتوا لطفا بطور مختصر معرفی بفرمایید. این معرفی می تواند شامل مضمون ویژگی ها و سایر موارد مورد نظر شما از محتوای این کتاب باشد.

◄این کتاب که برای طیف کودکان ۳ تا ۸ سال نوشته شده، قصه ی خروس پرتلاشی را بیان می کند که با سحرخیزی و همینطور حس وظیفه شناسی اهالی مزرعه را برای کارهای روزانه بیدار می کند، این داستان با زبان شعر و نثر برای کودکان نوشته شده است.

■ انگیزه و هدف شما برای نوشتن این اثر چه بوده است؟ غیر از اهداف معنوی و فرهنگی آیا امیدی به جنبه

مادی و تجاری این اثر هم داشتید؟ چرا؟ لطفا مفصل توضیح بدهید.

◄انگیزه و هدف بنده برای نگارش این اثر بر پایه ی آگاه سازی کودکان با حس مسئولیت پذیری و سحرخیزی با تکیه بر زبان شیرین کودکانه بوده است. و واقعاً هدف مالی و کسب درآمد از راه فروش آن مد نظرم نبوده است.

 ■ برای تولید این اثر با چه موانع و مشکلاتی، چه در زمینه نرم افزار و چه در زمینه سخت افزار مواجه بودید؟

◄خوب مشکلات این چنینی نداشتم به لطف آقای اعتمادی مدیرمسئول و صاحب امتیاز انتشارات پر سرخ با چنین معضلاتی روبرو نبودم.

■استقبال از کتاب تان را بعد از چاپ چگونه می بینید؟ دلایل استقبال یا عدم استقبال را در چه می بینید؟

◄نسخه های چاپ شده را بیشتر به مدارس و مراکز توانبخشی اهدا نمودم. اگر هم قصد تغییراتی می داشتم، شاید از نظر طراحی و گرافیکی اثر بوده باشد.

■ به رغم جایگاه رفیع کتاب و کتابخوانی در فرهنگ و قاموس ایرانی ها، آمارهای رسمی حاکی از کاهش شدید

سرانه مطالعه کتاب در جامعه ماست. دلایل این کاهش به نظر شما کدامند و پیشنهادات شما برای افزایش این سرانه چیست؟

◄در مورد مقابله با معضل کاهش سرانه مطالعه به نظرم اول خانواده و سپس نظام آموزشی و همینطور دولت نقش سازنده ای دارند.

فرزندان ما از بدو تولد با آواهای دلنشین لالایی مادرانه آشنا می شوند و همینطور قصه های شبانه ی والدین باعث آشنایی آنها با محیط پیرامون شان می شود.

با رشد فرزندان و شروع آموزش رسمی، این نقش به مدارس هم کشیده می شود و به آن ها جهت داده می شود. نقش دولت هم در ایجاد فضاسازی مناسب برای کتابخانه ها بسیار مهم است. همه این شاخص ها نقش مهمی در فرهنگ سازی و نهادینه کردن مطالعه در جامعه دارند.

برای رفع معضل کاهش کتابخوانی در جامعه موارد بسیاری را می توان نام برد. برای مثال در خانواده ها، فرزندان زمانی که والدین خود را در حال مطالعه ببینند، ناخودآگاه به کتابخوانی و مطالعه علاقه مند می شوند.

- مانند سایر لوازم منزل، برای کتاب و کتابخانه فضایی در نظر گرفته شود، آن هم در مکانی که همیشه قابل دید کودکان و نوجوانان حاضر در خانه باشد.

- از ساده ترین راه مثل خواندن دستورات آشپزی و همکاری کردن کودکان با والدین برای پخت یک غذا، می تواند یک راهکار کوچک برای علاقه مند کردن فرزندان به مطالعه باشد.

- کتاب را مانند سایر ملزومات خانه بدانیم و در سبد خرید خود قرار دهیم.

- استفاده از تلویزیون، تلفن همراه و تبلت را کمتر کرده و زمانی را به مطالعه و تبادل افکار و موضوعات کتاب اختصاص دهیم و در قبال خواندن هر کتاب، پاداشی را برای فرزندان در نظر بگیریم.

- خواندن اخبار روزنامه ها، مجلات و پیگیری موضوعات روز جامعه و پرسش از فرزندان بزرگتر، راهکار مناسبی خواهد بود تا حس کنجکاوی آنان را برانگیزد و  تشویق به مطالعه کند.

- در مدارس و محیط های آموزشی ساخت کتابخانه از الزامات باشد.

 - برگزاری مسابقات کتابخوانی با موضوعات روز و تشویق برندگان، راهکار مناسبی برای ارتقاء سرانه ی کتابخوانی خواهد بود.

- نقش دولت در  آماده سازی محیط های مناسب برای کتابخانه و استفاده از همه ی اقشار بسیار سازنده است.

ساخت کتابخانه در مناطق محروم و برای افراد خاص با شرایط ویژه مثل معلولین و زندانیان و همینطور غنی سازی کتابخانه ها با منابع روز دنیا و انتشارات قوی و همچنین ترجمه ی کتب ارزنده دنیا در بالا بردن سطح فکری و آموزشی و مطالعاتی جامعه نقش بسیار خواهد داشت.

■ مهم ترین آثار مثبت کتابخوانی افراد و مهم ترین عوارض و پیامدهای منفی کتاب نخواندن آنها در یک جامعه

کدامند؟ اشاره به حداقل 10 مورد از هرکدام مورد امتنان خواهد بود.

◄آثار مثبت کتابخوانی:

۱. بالا بردن سطح آگاهی اشخاص

۲. بالا بردن سطح دایره ی لغات افراد با مطالعه

۳. آشنایی با نگرش های متفاوت در مورد موضوعات

۴.  بالا بردن قدرت تحلیل مطالب و واکاوی درک صحیح از مسائل

۵. افزایش سطح اعتماد به نفس افراد به دلیل بالا بودن آگاهی

۶. برطرف کردن موانع زندگی و انتخاب مسیر درست

۷. رشد فکری و فرهنگی و اجتماعی در ابعاد بسیار وسیع و بالعکس با کاهش مطالعه با معضلاتی مثل: فقر، بی سوادی، طلاق ، جرم و جنایت روبرو خواهیم بود؛ و تمامی این معضلات نشات گرفته از عدم آگاهی و پایین بودن سطح اطلاعات است؛ و جامعه ای که در آن سطح علمی و فرهنگی مردم پایین باشد، آمار بزهکاری جرم و جنایت افزایش خواهد داشت.

■ توسعه شگرف فناوری ارتباطات و اطلاعات و گسترش بیکران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به نظر شما

آیا مانع توسعه کتابخوانی در کشور شده است؟ لطفا توضیح بدهید.

◄استفاده صحیح از علم و فناوری و وسایل ارتباط جمعی بسیار مفید است به شرط اینکه درست و با نظارت برای طیف های مختلف جامعه خصوصاً کودکان و نوجوانان همراه باشد.

درحال حاضر، پادکست ها و کتب صوتی هم به کمک افراد آمده و روشی برای مطالعات است که  فرایند آگاهی‌رسانی را انجام می دهد. علاوه بر آن تعداد کتابخانه های دیجیتالی  رو به افزایش است واین کتابخانه ها کارآمدتر و دسترسی به منابع آن بسیار سریع تر شده است.

■ سرکار که به مرحله رفیع تولید محتوا (نویسندگی کتاب) رسیده اید لطفا بفرمایید چگونه به نوشتن علاقه مند شدید؟ چه عوامل یا اتفاقاتی باعث شده که تصمیم گرفته اید دست به قلم ببرید؟ باعث امتنان است مراحل طی شده از زندگی تان از دوران کودکی تاکنون را که منجر به تولید اثر یا آثاری توسط شما شده به صورت توصیفی بیان نمایید.

◄در کودکی کتاب های زیادی داشتم و نوار قصه زیاد گوش می کردم و از قصه های آهنگین بسیار لذت می بردم. مانند: داستان « داشت علیمردان خان پسری - پسر بی ادب و بی هنری...» که یکی از قصه های محبوب بنده بود.

بزرگتر که شدم به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می رفتم وهمه ی این موارد جرقه ایی در من ایجاد کرد تا به نوشتن داستان و شعر برای کودکان علاقمند شوم.

البته در دوران دانشگاه با توجه به رشته ی تحصیلی کتابداری و اطلاع رسانی به تحقیق در حوزه ی کودک با توجه به پیش زمینه های که از قبل داشتم، پرداختم. همه ی این موارد دست به دست هم داد تا دست به قلم شوم .

■ به کدام نویسنده یا نویسندگان(ایرانی – خارجی) علاقه مندید و چه اثر یا آثاری از آنها را خوانده و چه نظری

درباره آنها دارید؟

◄از نویسندگان خارجی:

- میشل آنده نویسنده «بابای مومو» - کارلو کلودی خالق «پینوکیو» - پالت بورژوا خالق «فرانکلین»

نویسندگان ایرانی:

ناصر کشاورز «دویدم و دویدم» و «می می نی و مامانش»، هوشنگ مرادی کرمانی« قصه های مجید»،  آتوسا صالحی« کسی میمون ها را ندید» و  مهدی آذر یزدی: «قصه های خوب برای بچه‌های خوب». همینطور علاقه ی بسیاری به شعر و قصه های اتل متل توتوله و قصه های حسنی داشتم.

■ آیا در نوشته های خود از نویسنده یا نویسندگانی الگو گرفته یا تاثیری پذیرفته اید؟ لطفا اگر پاسخ تان مثبت است توضیح بدهید از چه نویسنده یا نویسندگانی و دلایل تاثیر را بیان نمایید و اگر پاسخ تان منفی است نظرتان را در این خصوص توضیح بدهید.

◄بله از اتل متل توتوله  و توی ده شلمرود  نوشته های زیادی دارم و همینطور از ضرب المثل های با مزه ی فارسی استفاده کردم.

 

بیوگرافی:

سیده معصومه سید نژاد

زاد روز: ششم شهریور ماه ۱۳۵۸ شهر چالوس استان مازندران

متاهل دارای دو فرزند

دارای مدرک تحصیلی کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی از دانشگاه آزاد تنکابن.

آثار:

« خروس پر حنایی

        عجب صدایی داری»

«چهارفصل سال قشنگه

         هر کدومش یه رنگه»

«اتل متل توتوله

        حسنی چه مهربونه»

در آخر: مهم ترین سرمایه برای هر پدر و مادری داشتن فرزند نیک است ؛ پس در پرورش  روح و استعداد آنها کوشا باشیم و قدر این موهبت استثنایی پرودگار را بدانیم، چون با وجود آنهاست که ما معنا وهویت می گیریم .

 کتاب «‌ گزارش یک واقعه » برای من با تمامی کتاب هایی که تا به حال خوانده ام، زمین تا آسمان فرق می کند. این اولین کتابی است که تمام مراحل خلق آن را از اول ب بسمه الله اش تا ن پایانش دیده ام. تعصب عجیبی روی این کتاب دارم، شاید این یک میراث خانوادگی و یا یک نماد ماندگار برای من است.

خیلی خوشحالم از اینکه اسم عمو جلال را به عنوان نویسنده روی جلد کتاب می بینم. بالاخره تمام تلاش های چندین  ساله اش به ثمر نشست.

عمو همیشه برای من نمادی از کتاب است، آن هم یک کتاب مصور. زندگی اش همیشه با کتاب عجین بوده و هست، چه در حال مطالعه، چه پشت دخل کتاب فروشی اش برای فروش کتاب.

اولین صفحه کتابش را باز می کنم، با دست خط خودش کتاب را به من تقدیم کرده است. در دل به او احسنت می گویم. کتاب ده داستان کوتاه دارد که همه از زندگی شخصی عمو سرچشمه گرفته اند.

اولین داستانش در مورد پدر من است مردی قوی بنیه که از نوجوانی عاشق حلبی سازی بود.

در همین حال شعر: «آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا» استاد شهریار را زمزمه می کنم.

بابای عزیزم شاید این داستان خیلی دیر چاپ شد، ای کاش بودی و داستانت را می خواندی، اما صد افسوس که زمستان دو سال پیش مسافر آسمان ها شدی.

بعضی از داستان های کتاب را قبل از ویرایش خوانده بودم، زمانی که طرحی خام بودند و فقط چهارچوب شان نوشته شده بود

اما نویسنده به قشنگی هرچه تمام تر از دل این طرح ها، داستان هایش را بیرون کشیده است.

داستان هایی روان از روزمرگی های یک انسان، یک انسان شبیه ما و گاهی حتی خود ما، در خطه جنوب، گاهی آبادان و گاهی قشم و گاهی چون خود نویسنده در رفت و آمد بین اصفهان و جنوب.

داستان ها پر شخصیت هستند، مثل زندگی خودش چه در خانواده ای پرجمعیت چه در جمع پرتعداد دوستان.

من عشق به نوشتن را در تک تک کلماتش، حس می کنم.

ما آدم ها عرق عجیبی به کودکی هامان و خاطراتش داریم به همین خاطر است که اکثر داستان ها در فضای شهر آبادان قبل از جنگ شکل گرفته است.

حتی زمان داستان ها نیز، روایت گر سال های خیلی دور است.

روزگاری که مردم امکانات کم و دل خوشی های زیادی داشتند. آیا بچه های نسل امروز می توانند باور کنند که روزی تلویزیون آرزوی دست نیافتنی عده ای که نداشتند و وسیله قدرت و زور گویی عده ای که داشتند، بوده است.

روزهایی که بچه ها به جای بازی های تک نفره گوشی های موبایل، دسته جمعی توی کوچه ها بازی می کردند و در عین دوستی باهم رقابت می کردند.

دورانی که مسافرت با خودروهای شخصی کم بود و اتوبوس ها سلطان جاده ها بودند و بنا به وسع دست فرمان رانندگان شان برای هم شاخ و شانه می کشیدند.

چقدر زیبا بود روزگارانی که  دغدغه هر یک از اعضای خانواده، دغدغه همه بود و باید دست به دست هم می‌دادند تا آن چالش را پشت سر بگذارند، خواه آن چالش بزرگ باشد یا کوچک، مثل گرفتن تصدیق یا همان گواهینامه.

فضاهای داستان فضای مردان است از رقابت بر سر تیله ها بگیر تا کل کل و سبقت اتوبوس ها در جاده های رو به جنوب.

گاه راوی خود قهرمان است. گاهی بیرون داستان است و قهرمان و اشخاص را توصیف می کند.

نمی دانم چرا با داستان «جدال» نمی توانم ارتباط برقرار کنم، بر خلاف بقیه داستان ها که مملوس و روان هستند.

با خواندن کتاب دلم تنگ شد برای آن روزها، روزهای زندگی های ساده به دور از دغدغه ها، برای آبادان، شهری که هنوز زخم های جنگ را بر تن دارد، حتی برای رباب و خدیجه که تا به حال ندیدم شان.

کتاب را تمام می کنم، انگار حرف دیگری برای گفتن ندارم.

مثل پایان اکثر داستان های کتاب با یک لبخند و یا یک علامت سوال به پایان حرف هایم رسیدم.

 

همکاری دانشگاه و صنعت اشاره به هرگونه تعامل جهت تبادل دانش و فناوری میان هریک از اعضای نظام آموزش عالی و صنعت دارد، اما در کشور ما به خصوص مناطق کمتر توسعه یافته این همکاری به شکل مطلوبی شکل نگرفته است همکاری میان صنعت و دانشگاه ها با چالش هایی جدی نیز مواجه است.

دانشگاه ها اساسا ً به دنبال خلق دانش جدید و آموزش هستند، درحالی که کسب وکارها بیشتر متمرکز بر دستیابی به دانش با ارزشی جهت دستیابی به مزیت رقابتی و خلق ارزش برای مشتریان و ذینفعان می باشند.

اگر بخواهیم این چالش ها را به شکل ملموس تری در جزیره قشم با ساختار حاکم بر آن مورد تحلیل قرار دهیم می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

عدم درك مشترك در خصوص انتظارات و روش های کاری همکاری دانشگاه با صنعت یکی از مهم ترین چالش ها در این جزیره محسوب می شود و این مشکل مرتفع نخواهد شد مگر با برقراری تعاملات بیشتر و شناخت بیشتر دانشگاه از نیازهای صنایع حاکم در جزیره، تا زمانی که این دو نهاد به شکل مستقل عمل کنند نمی توان از ظرفیت های مشترک بهره مند شد.

 قطعا هر دانشگاهی به فراخور توان علمی با تکیه بر بومی سازی دانش روز می تواند در کنار صنایع اتفاقات خوبی را رقم بزند. تدوین اولویت های پژوهشی از طرف صنعت و اعلام به دانشگاه های جزیره جهت اعلام آمادگی آنان برای مطالعات مرتبط یکی ار راه های شناخت نیازهای صنایع از طرف دانشگاه می باشد.

و این امر منجر به تعاملات بیشتر خواهد شد از جمله استفاده از ظرفیت دانشجویان مستعد در همکاری های مشترک، استفاده از شرکت های دانش بنیان در صنعت و پوشش آموزش های لازم برای صنایع و دانشگاه، که این امر از یک طرف منجر به انتقال دانش فنی از صنایع به دانشگاه خواهد شد و بخش مهارت آموزی دانشجویان را پشتیبانی خواهد نمود و از طرف دیگر دانشگاه در به روز رسانی این دانش برای صنایع می تواند مفید واقع گردد. اتفاق بسیار ارزشمندی که در این بین محقق خواهد شد دانش دانشگاهی از جنبه نظری خارج شده و بیشتر جنبه عملیاتی به خود می گیرد و این امر محقق نخواهد شد مگر با اصلاح یک سری موانع موجود از جمله تخصیص مناسب بودجه تحقیقاتی به دانشگاه ها و سازمان ها که سال هاست مورد بی مهری قرار گرفته است، اصلاح ساختار انگیزشی برای همکاران پژوهشی در دانشگاه ها، همسو سازی رویه ها و استانداردهای درونی دانشگاه و صنعت.

لذا پیشنهاد می گردد با راه اندازی یک کمیته مشترک موانع و پیشنهادات مورد بررسی قرار گیرد.

 دکتر جمیله زارع

مدیر ارتباط با صنعت دانشگاه پیام نور مرکز بین المللی قشم

 

به نظر من برای قبل از خواب چیزی بهتر و لذت بخش تر از مطالعه نیست. البته مطالعه یک کتاب خوب و پر محتوا ...

انتخابم، کتاب « روباهی به نام پکس » اثر سارا پنی پکر نویسنده مشهورآمریکایی است.

محتوای داستان این کتاب که حداقل دو ترجمه فارسی از آن توسط دو مترجم ایرانی(بهرنگ خسروی و آرزو قلیزاده) در بازار کتاب موجود است به قدری قوی و جذاب است که در هنگام مطالعه آن زمان را از یاد می بردم و از زمان خوابم ساعت ها می گذشت.

کتاب «شازده کوچولو» که قبلا خوانده بودم برای من اولین کتابی بود که شخصیت روباه روح فیلسوفانه داشت. خلاف بقیه داستان ها که روباه، غالبا شخصیتی مرموز و فریبکار دارد.

در کتاب «روباهی به نام  پکس» پکس هم روباه است اما نه فریب کار و مرموز بلکه یک دوست واقعی و به دور از هر حیله و مکری.

دنیای بچه ها دنیا راستی و عشق است، خلاف دنیای بزرگ ترها که همه این زیبایی ها در آن رنگ باخته است.

پسر بچه ای به نام ( پیتر) با عشق فراوان روباهی (پکس) را که مادرش توسط انسان ها کشته شده است، بزرگ می کند. ولی روزی پدر پیتر او را مجبور می‌کند که روباه را به‌  آغوش طبیعت برگرداند، زیرا که پدر عازم جنگ است.

چون این کار هم به صلاح پیتر و هم روباه است.

پیتر به رغم میل باطنی اش، تسلیم خواسته پدر می شود و پکس را در دل جنگل رها می کند. پیتر و پکس یک درد مشترک دارند هر دو در کودکی مادرهایشان را از دست داده اند. پدر راهی جنگ می شود و پیتر پیش پدربزرگش می رود، اما گویا او هم باید وارد جنگ شود. جنگ با عذاب وجدان و جنگ با هزار و یک میل درونی.

داستان یکی در میان از زبان پکس و  پیتر بیان می شود.

روباهی که تحت حمایت و حفاظت انسان بوده در طبیعت وحشی رها شده و الان یکه و تنهاست. او هم باید بجنگد خلاف اسمش پکس که به معنای صلح است.

پکس می خواهد برگردد پیش پیتر و پیتر هم می خواهد پکس را به خانه برگرداند.

آن دو به سمت هم حرکت می کنند.

در دل جنگل و تمامی خطراتش، جنگلی که قرار است میدان جنگ انسان ها بشود.

و چقدر تاسف بار که جنگ انسان ها دامن گیر حیوانات زبان بسته هم می شود و بسیاری از آن ها را  قربانی می کند.

پکس با چند روباه دوست می شود، روباه هایی که اول از او متنفرند، چون پکس بوی آدم ها را می دهد

روباه ها از آدم ها متنفرند، چون آنها قاتل عزیزان و رویاهایشان هستند.

پیتر در جنگل با زنی رو به رو می شود که از جنگ جان سالم به در برده است.

او عاشق ققنوس است، بدون آن که بداند خودش ققنوس است، ققنوسی که آتش می‌گیرد و دوباره جان می گیرد و زنده می شود.

پکس کم کم با طبیعت انس می گیرد و دوستان جدید پیدا می کند، آنها از طریق بو، رفتار و افکار با یکدیگر ارتباط بر قرار می کنند.

زمانی می رسد که پکس دیگر بوی انسان ها را نمی دهد و می تواند به تنهایی غذا شکار کند.

بالاخره در یک نقطه مشترک، آن ها به هم می رسند، اما همه چیز عوض شده است...

پکس دیگر یک روباه دست آموز نیست، او به یک روباه واقعی با آرزوهای واقعی تبدیل شده است.

پیتر همه چیز را می فهمد، این که همه چیز برای ادامه این دوستی به پایان رسیده است، پس بهترین کار را انجام می دهد

پکس را با دوستانش تنها می گذارد، چرا که دیگر پکس به او و دنیای آدم ها تعلق ندارد...

و به بهترین شکل کتاب تمام می شود، جنگیدن برای یک هدف، برای به دست آوردن گوهر گران قدری که از دست داده ای و حالا می بینی واقعیت با آنچه که تو انتظار داشتی، زمین تا آسمان تفاوت دارد.

اما باز هم  همه چیز قشنگ است، جنگیدن برای خواسته ها و اهداف حتی اگر با آنچه که انتظار داری متفاوت باشد

و در آخر، لبخند پیروزمندانه بر لبانت نقش ببندد و با افتخار بگویی: ارزشش را داشت!

هاجر مظاهری

نزدیک به یک دهه می‌شود از زمانی که شنیدم کتاب (( پسر ناخدا )) رمان ایرج اعتمادی کتاب برتر قشم شده است و سال گذشته البته به عنوان کتاب سال استان هرمزگان برگزیده شد.

از وقتی آقای دشتی زاده (پژوهشگر فرهنگ بومی) به من اطلاع داد که می خواهد جدید ترین کتابی را که نوشته است برای فروش به فروشگاه  خانه کتاب قشم بیاورد، دل توی دلم نبود می خواستم هرچه زودتر کتاب ایشان را بخوانم.

وقتی به آقای دشتی زاده گفتم حتما کتاب شان را می خوانم و نظرم را در موردش می نویسم با تواضع همیشگی از این موضوع  استقبال کرد، بطوری که انگیزه ام برای نوشتن این مطلب دوچندان شد.

 ایشان را در جلسات انجمن شعر و انجمن داستان قشم چند باردیده بودم و از آنجا که می دانستم  دستی بر قلم دارند باید درخواندن کتاب نهایت دقت و تمرکزم را به کار می گرفتم تا بتوانم حق مطلب را به خوبی ادا کنم.

اسم کتاب « نُگومی » بود. نمی دانستم به چه معناست. با وجود این که بیش از ده سال است ساکن قشم هستم اما تا به حال این اسم را نشنیده بودم.

در روزگاری که به راحتی واژگان بومی و میراث های زبانی دارند یکی پس از دیگری از بین می روند و لباس های جدید و گاهی غربی جای لباس های زیبا و رنگارنگ سنتی را گرفته اند، مردم جزیره حتی نسل جوان به خوبی لباس های سنتی، هنرهای اصیل و بومی، گویش و فرهنگ شان را حفظ کرده اند و این شاخصه را وقتی با بومی های این جزیره معاشرت و دوستی می کنی به راحتی می توان درک و مشاهده کرد.

من به شخصه به فرهنگ غنی قشم بسیارعلاقه داشته و دارم و تا جایی که از دستم بر می آمده در این زمینه مطالعه کرده ام. کتاب ها و مجلات زیادی در مورد قشم خوانده ام، اما به جرات می توانم بگویم که اکثر آن ها تکراری و بدون منبع بودند. همه آن ها برای معرفی جزیره روی عجایب هفتگانه قشم دست گذاشته اند که غالبا تکراری و از حوصله اکثرخوانندگان خارج شده است.

و اینک رسیدم به کتاب « نگومی »

به عنوان یک خواننده معمولی و کسی که قشم وند است و بومی نیست، به دور از هر تعارفی باید بگویم این کتاب یکی از بهترین کتاب ها در مورد تاریخ و فرهنگ جزیره قشم است که مطالبش تازه و نو است و به واقع حرفی برای گفتن دارد.

طبق نوشته های این کتاب فهمیدم نگومی صندوقچه چوبی است که با نگین های فلزی تزیین شده و دریانوردان قشمی در روزگاری دور که با کشتی های بادبانی‌(هوزاری) خود برای تجارت به هندوستان و آفریقا سفر می کردند، آن را به عنوان سوغات با خود همراه می آورده اند.

نگومی بهترین اسمی است که می شد برای این کتاب انتخاب کرد، حسن انتخاب نویسنده در نامگذاری این کتاب ستودنی است. صندوقچه ای پراز خاطرات و اطلاعات تاریخی، پر از انسان های خوب و فرهنگ دوستی که  بدون هیچ چشم داشتی با کمک و همیاری خانواده و مردم مهربان روستای شان با راه اندازی موزه های محلی  به احیای فرهنگ و تاریخ قشم پرداختند.

کتاب کم حجم اما پر مطلب و پر باراست به مصداق این شعر: کم گوی و گزیده گوی چون در/ تا ز اندک تو جهان شود پر

در نگومی را باز کردم. نگومی زبان شیوا و ناطقی دارد. اول از همه از خاطرات پارینه سنگی و بسیار دور قشم می گوید. از  اینکه قشم تاریخ و مردمانی با بیش از ده هزار سال قدمت تاریخی داشته، شگفت زده می شوم.

از روزگاری که قشم تحت سلطه کشورهای غربی ( از پرتغال و انگلیس بگیر تا هلند) بوده و زمانی که قلعه نادری و قلعه پرتغالی ها روزگاری محل قدرت نمایی و نبرد بین ایرانی ها و اشغال گران خارجی بوده را  مرور خاطر می کند.

 نگومی می گوید: صنایع دستی زیبای قشم که پراز نقش و نگارها و گل های رنگارنگ روی لباس زنان است، بوی ادویه های خاص این خطه که مشام جان را نوازش می دهد و طعم غذای دریایی که با این ادویه ها غیر قابل وصف است از فرهنگ هندی گرفته شده است، اما موسیقی بومی با تمام سازهای کوبه ای  و آواهایی که بوی آفریقایی می داد.

«نگومی» اطلاعات قوی و وسیعی دارد که نتیجه زحمات طاقت فرسای آقای دشتی زاده در طول پنج سالی است که برای نگارش آن متحمل شده است.

علاوه بر سفر تاریخی که با «نگومی» داشتم  سری به موزه های روستایی می زنم، موزه هایی که قبل از همراهی با «نگومی» از وجودشان بی اطلاع بودم. در کنار این بازدیدها پای سخنان بزرگ مردان و ریش سفیدان ( بپ گپوهای ) اهل جزیره می نشینم.

من هم با نویسنده هم عقیده ام آنها بدون هیچ چشم داشتی به احیای سنت ها و جمع آوری اشیای به جای مانده از نیکان پرافتخار خود پرداخته اند و به راستی به خوبی از پس آن بر آمده اند.

چه زیبا که تنها هدف آن ها نشان دادن فرهنگ غنی جزیره نه تنها به نسل امروزی قشم و کشور بلکه از طریق جذب گردشگر به کل دنیاست.

و چه به جا این شعر به ذهن نویسنده خطور و سپس مرور کرد:

بر سر سنگ نوشته بود نقاش/ دنیا نکند وفا تو خوش باش

گر همه مال آدم به خود کنی جمع/ همراه نبری یه دانه خشخاش

نگومی پر است از حرف ها و سخنان تازه که گاهی برای اولین بار می شنیدم. معلوم بود که نویسنده بسیار مطالعه کرده و از دیدگاه مردم شناسی به خوبی از تجربیات و حرف های موزه داران بهره جسته و اطلاعات مهم و خاص را جمع آوری کرده

زبان نگومی خیلی روان و قابل درک است( حالا می فهم چرا آقای دشتی زاده در تمام کلاس های انجمن شعر و داستان حضور پر رنگی داشتند)

«نگومی» را می بندم، حال و هوایم عوض می شود، انگار که تمام اطلاعات ناقصم دراین خصوص کامل شده و پرسش های بی پاسخم را پاسخ داده اند

 در دلم احسنت می گوییم اول به  روستاییان که اینقدر صمیمانه دست به دست هم داده اند برای احیا فرهنگ شان و احسنت بر کسانی  که این گونه با اشتیاق و با انگیزه پای سخنان آن ها می نشینند و با آن ها همکاری و مساعدت می کنند.

از مبادلات فرهنگی قشم و ژاپن(جاییکا) و اقدامات مهم ژئوپارک جهانی قشم مطلع بودم و چقدر عالی که این همکاری این چنین روی فرهنگ بوم گردی و گردشگری جزیره  تاثیر مثبت گذاشته است.

نا گفته نماند عکس های «نگومی» بسیار سنجیده و با دقت در بالا یا پایین نوشته ها آورده شده و به خوبی کامل کننده متن هستند ولی اگر عکس ها رنگی بودند شاید بهتر می شد اشیای زیبا و به جای مانده از روزگار کهن را ببینیم و زیبایی «نگومی» دو چندان می شد.

می خواهم از خانه بیرون بزنم اما نه به مقصد پاساژها و  بازارهای قشم بلکه به موزه ها مردمی و بوم گردی ها سر می زنم آن هم با یک دید جدید، می خواهم جزیره  قشم را بیشتر بشناسم، مثل حرف خال موزه دار روستای تولا( خالو صالح روزبه) که می گفت: گردشگران باید به موزه ها بیایند تا بفهمند فرهنگ بومی جزیره را نمی توان در بازارهای لوکس قشم و درگهان درک کرد. و با خود می اندیشم باید خوب زندگی کرد، روزی نیز ما را به همراه یادگاری ها و دستاوردهای مان داخل نگومی می گذارند تا  آیندگان ما را به درستی قضاوت کنند، کاش ما هم حرفی برای گفتن داشته باشیم.

* مدیر خانه کتاب قشم

 

همزیستی نیوز - علیرضا امری کاظمی، مدیر ژئوپارک جهانی قشم از سوی دبیرکل یونسکو به عنوان منتخب آسیای میانه، غرب آسیا و خاورمیانه، برای چهار سال آینده جهت عضویت شورای عالی ژئوپارک های جهانی یونسکو منصوب شد.

همزیستی نیوز - مدیر ژئوپارک جهانی قشم گفت: دو ارزیاب بین المللی از کشورهای اسپانیا و ویتنام در طی ماموریت از شبکه جهانی ژئوپارک های یونسکو عصر روز جمعه (20 خردادماه) وارد جزیره قشم شدند.

همزیستی نیوز - رییس هیات مدیره و مدیرعامل سازمان منطقه آزاد قشم از هماهنگی کامل مناطق آزاد قشم و کیش در راستای استفاده از ظرفیت‌های مشترک برای پذیرایی از گردشگران جام جهانی خبر داد.

همزیستی نیوز - زمانی که صحبت از سفر به میان می آید گزینه های متعددی پیش رویمان قرار می گیرد. از شمال گرفته تا شرق، از غرب تا جنوب مکان های دیدنی و جذاب زیادی در ایران وجود دارد. ایران شهرهای توریست پذیر زیادی در خود دارد و همین امر آن را به یک مقصد گردشگری مطلوب برای مسافران ایرانی و خارجی تبدیل می کند. 
در میان گزینه های موجود قشم یکی از بهترین و محبوب ترین اماکن گردشگری در میان مسافران است. اگر آشنایی زیادی با قشم ندارید یا می خواهید اطلاعات بیشتری درباره این جزیره منحصر به فرد کسب کنید در این مقاله همراه ما باشید. 

جزیره قشم

آشنایی بیشتر با جزیره قشم

زمانی که صحبت از بزرگ ترین جزیره در ایران و خلیج فارس به میان می آید نظر افراد به سمت جزیره زیبای قشم معطوف می شود. بهتر است بدانید که این جزیره بزرگ ترین جزیره ایران است و جاذبه های بی نظیر آن زبانزد خاص و عام شده است.  
این جزیره وصف نشدنی در استان هرمزگان و تنگه هرمز قرار گرفته است که از شمال به بندرعباس، از شرق به جزیره لارک، از جنوب به جزیره هنگام و از جنوب غربی به جزایر تنب بزرگ و کوچک می رسد. سال هاست که این جزیره یکی از مقاصد محبوب گردشگری برای ایرانیان به حساب می آید و حتی مسافران خارجی مختلفی را به سمت خود جذب می کند. 

تاریخچه جزیره قشم

برای اینکه بیشتر از قبل با این جزیره زیبا آشنا شویم باید اطلاعات مفیدی درباره تاریخچه اش داشته باشیم. بیشتر افراد فکر می کنند که قشم یک جزیره نوساخته و مدرن است و قدمت زیادی ندارد. 
این طرز فکر به هیچ عنوان درست نیست چون قدمت این جزیره زیبا به دوره ساسانیان بر می گردد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید در آن زمان جزیره قشم را ابرکاروان می نامیدند. 
محققان بر این باورند که از دوران قبل از اسلام و در دوره مادها هم افراد زیادی در این جزیره سکونت داشتند. با ظهور اسلام مسلمانان به سمت این جزیره روان شدند و آن را فتح کردند. با گذشت زمان همه چیز تغییر پیدا کرد و جزیره رنگ و بوی دیگری به خود گرفت.
جزیره قشم در طول تاریخ حاکمان مختلفی را به خود دیده است که در این میان می توان به حکومت آل بویه اشاره کرد. گذر زمان پای اروپایی ها را هم به این جزیره باز کرد و  در نهایت حکومت به دست پرتغالی ها افتاد.  بعد از حکومت قاجاریان بود که قشم دوباره به دست ایرانی ها افتاد.

آشنایی با جزیره قشم

مساحت و جمعیت قشم

بر اساس سرشماری که در سال 1395 انجام شده است جمعیت جزیره قشم 148,993 نفر تخمین زده شد. مساحت این جزیره چیزی بالغ بر 1491 کیلومترمربع است. بهتر است بدانید که مساحت جزیره قشم دو برابر جزیره بزرگ خلیج فارس یعنی بحرین است. همین موضوع باعث می شود قشم به یکی از بزرگ ترین جزایر ایران و خلیج فارس تبدیل شود. 

مساحت جزیره قشم

زبان و مذهب مردم قشم

اگر به دنبال زبان اصلی مردم قشم هستید باید بدانید که آن ها ترکیبی از لهجه بندری و زبان عربی را دارند و با گویش جزیرتی صحبت می کنند.  به نظر می رسد زبان محلی مردم قشم ترکیبی از زبان های مختلف همچون زبان فارسی، عربی، هندی، بندری و انگلیسی باشد.
چیزی که قشم را از سایر شهرهای ایران متمایز می کند زندگی مسلمانان شیعه و مسلمانان اهل تسنن در کنار یکدیگر است. مذهب و دین اصلی اهالی قشم اسلام است، اما برخی از آن ها شیعه و بعضی هایشان سنی هستند. افرادی که در این جزیره زندگی می کنند علاقه خاصی به دین دارند و کودکان خود را از همان دوران کودکی به دین داری تشویق می کنند.

فرهنگ و آداب و رسوم مردم قشم

جزیره قشم هم مثل سایر شهرهای ایران آداب و رسوم خاص خود را دارد. اگر به شهرهای مختلف ایران سفر کرده باشید بدون شک با افراد متفاوتی رو به رو شده اید که هر کدام شان فرهنگ ویژه ای داشتند و از آداب و رسوم خاصی تبعیت می کردند. 
به هنگام سفر به قشم هم باید با آداب و رسوم مردم محلی آن ها آشنا باشید. فرهنگ محلی مردمان قشم شباهت زیادی به فرهنگ اهالی جنوب کشور به خصوص استان هرمزگان و جزایر لارک دارد. اگر دوست دارید بیشتر از قبل با فرهنگ مردم قشم آشنا شوید در ادامه همراه ما باشید.

آداب و رسوم مردم قشم

مراسم زنبیل گردانی

یکی از مراسمات جذاب و بی نظیری که در قشم بر پا می شود مراسم زنبیل گردانی است. معمولا کودکان تا سن دو سالگی شروع به راه رفتن می کنند. با این حال هستند کودکانی که تا این سن راه رفتن را تجربه نمی کنند و باعث نگرانی پدر و مادر خود می شوند. 
خانواده ها در قشم مراسم ویژه ای برای این کودکان دارند. آن ها یک سبد از برگ درخت خرما و  چوب تهیه می کنند و کودکی که هنوز به راه رفتن نیافتده است را درون آن می گذارند. فرزندان بزرگ تر همسایه، زنبیل را می گردانند و در کنار آن شعر خاصی را زمزمه می کنند.

جشن میگو

یکی دیگر از آداب و رسومی که در میان اهالی قشم رواج دارد جشن میگوست. همانطور که می دانید شغل بیشتر افرادی که در کنار دریا زندگی می کنند صیادی است. صید میگو و ماهی یکی از مهم ترین اتفاقاتی است که در قشم رخ می دهد. اهالی برای شکرگزاری از نعمت های خداوند جشنی به نام جشن میگو برگزار می کنند.

جشن نخل و خرما

 همانطور که قبلا نیز بیان کردیم اهالی قشم مردم دین داری هستند. شاید به همین خاطر است که در آن جشن های مختلفی برای شکرگزاری از نعمت های خاص خداوند بر پا می شود. در این جشن که یکی از جشن های محبوب و پرطرفدار در قشم به حساب می آید آوازهای سنتی و بازی های متنوعی به چشم می خورد.

جشن نخل و خرما

مولودی خوانی

یکی دیگر از سنت های جذابی که در جزیره قشم رواج دارد مولودی خوانی است. اهالی قشم 4 بار در سال  و به مناسبت های مختلف شروع به مولودی خوانی می کنند. این مراسم معمولا در اعیاد مربوط به مسلمانان برگزار می شود که از جمله آن ها می توان به عید فطر، عید قربان و میلاد پیامبر اشاره کرد.

مراسم عید قربان در جزیره قشم

اگر عید قربان را به شهرهای مختلف ایران سفر کنید با آداب و رسوم متفاوتی رو به رو خواهید شد. در میان اهالی جزیره قشم نیز مراسم عید قربان به بهترین شکل اجرا می گردد. مردم جزیره قشم صبح عید قربان زود از خواب بیدار می شوند و برای خواندن فاتحه روانه قبرستان ها می شوند. سپس به خانه می آیند غسل می کنند و در مسجد به برپایی نماز مخصوص عید قربان و عبادت مشغول می شوند.

حنابندان در قشم

در بخش های قبلی مقاله بیشتر به مراسم های مذهبی پرداختیم. با این حال آداب و رسوم زیادی درباره ازدواج در قشم جریان دارد. یکی از همین مراسم ها، حنابندان است. اهالی جزیره قشم از حنا برای طراحی نقش های زیبا بر روی دست، پا و شانه عروس استفاده می کنند.

 

 

 
 
 
 

تور قشم - تور قشم لحظه آخری به قیمت 800 هزار تومن ✅🔵✅ در لحظه آخر با قیمت آفری خرید کنید.

 

مراسم هفت شبی

یکی دیگر از مراسمی که به هنگام ازدواج دو زوج در قشم دیده می شود مراسم هفت شبی است. این مراسم برای ادای احترام به بزرگ ترهای خانواده برپا می شود و 7 روز پس از عروسی، عروس به خانه بزرگ ترها می رود.

دیدنی های قشم

قشم یکی از جزایر زیبایی است که جاذبه های مختلفی در دل خود دارد. زمانی که به این جزیره شگفت انگیز سفر می کنید باید خودتان را برای دیدن مکان های دیدنی مختلفی آماده نمایید. در ادامه سری به مکان های دیدنی قشم می زنیم.

ژئوپارک قشم

یکی از زیباترین و جذاب ترین مکان های قشم، ژئوپارک آن است. این ژئوپارک اولین ژئوپارک خاورمیانه محسوب می شود. زمانی که وارد این مکان دیدنی می شوید وجود گونه های مختلفی از حیوانات و گیاهان نظرتان را به سمت خود جلب می کند. بهتر است بدانید که ژئوپارک بی نظیر قشم زیستگاه حیوانات مختلفی همچون پرنده ها، خزنده ها و جانوران چهارپاست.

ژئوپارک قشم

تنگه چاهکوه

تا به حال برایتان پیش آمده است که یک دره زیبا و منحصر به فرد را از نزدیک ببینید و زیبایی هایش را تحسین کنید؟ اگر چنین تجربه ای نداشتید باید سری به تنگه چاهکوه بزنید. این تنگه دو دره عمود بر هم است که دیواره های حفره داری در خود دارد و اندازه متفاوت حفره ها چهره زیبایی به آن بخشیده است.

جزیره ناز

هیچ چیز بهتر از این نیست که در میان ماسه ها و شن هایی که همانند الماس های ریز کنار هم قرار گرفته اند بنشینید و به زیبایی های دریا و مناظر اطراف خیره شوید. جزیره ناز یکی از بهترین جاهای دیدنی قشم به حساب می آید و سالانه مسافران زیادی را به سمت خود جلب می کند.

جزیره ناز

بام قشم

اگر می خواهید از یک مکان بلند به زیبایی های جزیره قشم خیره شوید باید سری به بام قشم بزنید. این مکان جذاب به شما کمک می کند دید عالی به جزیره داشته باشید.

دره ستاره ها

برای افرادی که عاشق آسمان و ستاره های بی نظیر آن هستند دره ستاره ها یک موقعیت عالی و فراموش نشدنی خواهد بود. این دره به دلیل شکل ویژه اش به هنگام وزش باد صداهای عجیب و غریبی از خود منتشر می کند.

دره ستارگان یا دره ارواح

غار خربس

در زمان ساسانیان روستایی به نام خربس وجود داشت که جزء محبوب ترین مکان های قشم به حساب می آمد. اطراف این روستا با تپه های بلند و کوتاه مرجانی پوشیده شده است و چشم انداز زیبایی به آن می بخشد. در رو به روی این مکان دیدنی قبرستانی تاریخی وجود دارد که مشرف به غاری به نام غار خربس است. اگر گذرتان به این غار افتاد سعی کنید زیبایی هایش را یک به یک کاوش کنید.

غار خربس

جنگل حرا

دوست دارید در میان درختان سر به فلک کشیده قدم بزنید و به آواز پرندگان گوش بدهید؟ پس سری به جنگل حرا بزنید. جنگل حرا یکی از جنگل های دریایی جزیره قشم است و در میان درختان مختلف و آب های روان قرار گرفته است.

خنگل های حرا

سواحل قشم

شاید برایتان جالب باشد که بدانید سواحل قشم مساحتی بالغ به 1500 کیلومتر مربع را به خود اختصاص داده اند. همین امر موجب می شود جزیره قشم میزبان سواحل مختلفی باشد که در ادامه به برخی از آن ها اشاره کوتاهی خواهیم داشت.

ساحل نقره ای

اگرچه ساحل نقره ای در جزیره هنگام قرار گرفته است، اما از قشم هم می توانید به راحتی به آن دسترسی پیدا کنید. این ساحل بی نظیر زمانی که زیر نور آفتاب قرار می گیرد رنگ نقره ای درخشانی به خود می گیرد و جاذبه هایش نمایان می شود. شاید این رنگ نقره ای به دلیل فلس ها و کانی های براقی باشد که در ساحل یافت می شود.

ساحل نقره ای

ساحل زیتون

ساحل زیتون را به عنوان یک پارک زیبا و چشم نواز می شناسند. اگر به دنبال یک پارک ساحلی بی نظیر و منحصر به فرد هستید باید سری به ساحل زیتون بزنید. این ساحل تجهیزات و امکانات مختلفی در خود دارد و می تواند چند ساعت از زمان شما را به خود اختصاص دهد. به خاطر داشته باشید که در اطراف ساحل قرار است با بازارها، مراکز تفریحی و رستوران های مختلف شگفت زده شوید.

ساحل سوزا

یکی دیگر از سواحلی که در جزیره قشم به چشم می خورد ساحل سوزاست. سوزا شهری کوچک در اطراف جزیره قشم است که ساحل زیبا و طلایی در خود دارد.

ساحل روستای سلخ

اگر از اهالی اسم روستاهای محبوب قشم را بپرسید بدون شک نام روستای سلخ را هم خواهید شنید. این روستا یک ساحل جذاب هم به همین نام دارد و می تواند مقصدی بی نظیر برای مسافران باشد. ساحل ماسه ای طلایی رنگ برایتان آماده شده است تا از سفرتان لذت ببرید.

ساحل روستای سلخ

ساحل روستای مسن

اگرچه روستای مسن زیاد در میان اهالی و مسافران شناخته شده نیست، اما جاذبه های طبیعی متعددی را در دل خود دارد. به خاطر داشته باشید که در اطراف این روستا پرندگان و حیوانات زیادی زندگی می کنند. پس می توانید از آن ها هم دیدن کنید.

ساحل روستای شیب دراز

اگر خودتان را به نزدیکی روستای شیب دراز برسانید ساحل بزرگی را خواهید دید که قایق های مسافری زیادی در آن وجود دارد. این ساحل در کنار جاذبه های طبیعی همچون بخش شنی و صخره ای، زیستگاه لاک پشت ها هم هست.

هوای قشم

قشم یکی از بخش های گرمسیری ایران محسوب می شود. این جزیره زیبا آب و هوای گرم و مرطوبی دارد و میانگین دمای آن به 26 درجه سانتیگراد می رسد. گرم ترین روز در این جزیره متعلق به فصل تابستان است و سردترین روزهای آن را فصل پاییز و زمستان تشکیل می دهد. از آنجایی که این جزیره آب و هوای گرمی دارد بهترین زمان برای سفر به این ناحیه فصل زمستان است.

سوغات قشم

قشم همانند هر شهر دیگری که بر روی این کره خاکی وجود دارد پر از سوغاتی های رنگارنگ است. زمانی که این جزیره زیبا سفر می کنید باید سوغاتی های مختلفی که در آن به فروش می رسد را امتحان نمایید.
نان های محلی همچون نان تُمُشی و نان پنیری آماده پذیرایی از شما هستند. در کنار نان می توانید ادویه های محلی، مسقطی مخصوص جنوب، شکلات ها و خوراکی های مختلف را هم امتحان کنید. اگر به دنبال صنایع دستی قشم هستید بهترین کار این است که سری به بازارهای محلی بزنید و از زیورآلات دست ساز، لباس های سنتی، گلیم و پارچه های متنوع دیدن کنید.
سوغاتی های قشم به همین موارد ختم نمی شود. شما می توانید اجناس دیگری همچون کیف و کفش را هم از فروشگاه های معتبر خریداری کنید و آن ها را به عنوان سوغاتی به خانه ببرید.

سوغات جزیره قشم

فرودگاه قشم

فرودگاه بین المللی قشم که برخی ها آن را به اسم فرودگاه دیرستان می شناسند یکی از فرودگاه مشهور این جزیره محسوب می شود. این فرودگاه در روستایی به اسم دیرستان قرار گرفته است و جاذبه های مختلفی را در  خود دارد. 

نقشه جزیره قشم

نقشه ای که در ادامه مشاهده می کنید نقشه جزیره قشم است. به کمک این نقشه می توانید بخش های مختلف این جزیره را کاوش کنید.

نقشه قشم

عکس جزیره قشم

اگرچه بازدید از جزیره قشم می تواند تجربه های بی نظیری برایتان بسازد اما دیدن عکس های زیبایی که از آن گرفته شده خالی از لطف نیست.

غواصی در جزیره قشم

 

 

جزیره قشم

منبع: لحظه آخر

پیشخوان

آخرین اخبار